به نام بی همتای ابدی

شب یلدا، بلندترین شب سال، شبی که کل خانواده کنار هم جمع می شوند. عمو، خاله، عمه، دایی، مادربزرگ و پدربزرگ و شنیدن کلییییی خاطرات شیرین از هرکدامشان، و البته خوردن خوراکی های خوشمزه ?
خانواده بزرگ باران هم تصمیم دارد، مثل همممه ی خانواده ها، شب یلدا دور هم جمع شوند.
عموها و خاله ها ذوق دارند و برای رسیدن شب یلدا لحظه شماری می کنند… ?
بودن در کنار فرشته ها در بلندترین شب سال! بهترین اتفاق ممکن!! ?
از صبح (روز دوم دی ماه سال 95) همه در تکاپو هستند. تعدادی از خاله ها بادکنک باد می کنند و آمفی تأتر را به شکل هندوانه تزئین می کنند ??
بعضی در حال درست کردن کرسی و دانه برف ❄️
خلاصه در آمفی تأتر همه چیز به سرعت پیش می رود و همه مشغولند ??


در سلف همه خاله ها با انرژی انار دون می کنند و میوه ها را برای درست کردن سالاد میوه برش می زنند. آن طرف سلف، کدو و هندوانه با طراحی بسیار عالی درحال تزئین هستند؛ تا کرسی شب یلدا را هرچه بیشتر زیبا کنند ?


در سلف هم، همممه با کلی ذوق و انرژی مشغولند ?


نزدیک ظهر است ☀️
عموها در اتاق باران هدیه ها را کادو می کنند و روی کاغذ کادوها طرح هندوانه می زنند ?
( این همه سلیقه از عموها بعید بود!! ? )


تعدادی از عموها بیرون دانشگاه دنبال وسایل و خوراکی های لازم هستند.
آجیل ها بسته بندی شده، شیرینی و خرماها مرتب چیده شده، آمفی تأتر آماده میزبانی از فرشته هاست ??


همه لحظه شماری می کنند!
صداهایی میاید! مثل اینکه دارند میایند… ?
همه ذوق دارند؛ اولین گروه از بچه ها با استقبال خاله ها و عموها وارد آمفی تأتر می شوند و کم کم گروه های دیگر هم می رسند ?
خوشحالی را در چهره تک تک عموها و خاله ها می شود دید ☺️
مجری با انرژی فوق العاده برنامه را شروع می کند! همه فرشته ها با ذوق تشویق می کنند ??


مسابقات و بازی ها اجرا می شوند و همه راضی به نظر می رسند ✌️

 

 

 

 

 

ننه سرما وارد می شود! بچه ها آرام به حرفایش گوش می دهند ?


دوباره آهنگ و انرژی خوب مجری، فضا را پر از شور می کند ?
در حین اجرای بازی ها، از فرشته ها پذیرایی می شود. همه چیز درست و مرتب ?
مسابقات بسیار جذاب است! ماست خوری عموها، پیاز خرد کردن خاله ها ?
همه بچه ها خاله و عموی خود را تشویق می کنند ?
فضای جشن پر از حال خوب است. بچه ها خوشحالند و خاله ها و عموها از اینکه خوشحالی بچه ها را می بینند، بسیار راضیند ?


جشن کم کم تمام می شود و بچه ها راهی مراکزشان می شوند و با همان لحن ساده و دوستداشتی شان از خاله ها و عموها تشکر می کنند ??
خدا را شکر که بار دیگر خانواده باران توانست لبخند را بر لب فرزندانش بیاورد و خاطره ای زیبا برایشان بسازد ?☺️
باران باش و ببار☔️
نپرس ظرفهای خالی از آن کیست…