روز چهارشنبه و هوای گرم و آفتاب مستقیم .

یک نگاهم به سر کوچه است که مینی بوس بیاید نگاه دیگرم به ساعت گوشی ام . بچه ها  لباس های نویشان را پوشیده و با ظاهری مرتب و منظم با جنب و جوش خاص خودشون منتظر مینی بوس بودند..بالاخره انتظارها به پایان رسید و سوار شدیم .ساعت را که نگاه کردم چهارده و پنجاه دقیقه را نشان میداد. بچه ها این بازدید را بیش تر به چشم تفریح و خوش گذرانی میدیدند اما هنگامیکه وارد کارخانه شدیم .

با  توضیحاتی  که در مورد خانه های قابل باز شدن و جابجایی بیان شد،  بازدید رنگ و بویی علمی تر و آموزشی تر به خود گرفت .

دو تن از مربی های عزیز باران به ما ملحق شدند و همراه بچه ها وارد یکی از خانه های ساخته شده شدیم و در مورد ساندویچ پنل ها صحبت شد .