جشن یلدا با همکاری بچه های گروه باران برگزار شد. هرکدام از ما بچه های بارانی سعی کردیم با انجام گوشه ای از کار حالا یا مثل تهیه خوراکی های جشن و یا تزئین و یا حتی با حضورمون جشن رو برای بچه ها شادتر کنیم.

1 2

خوراکی ها توسط چند تا از بچه های گروه تزئین و روی میز چیده شد. حدود 10 نفر از خاله های بارانی و چند نفر از خاله های مسؤل مرکز در جشن حضور داشتیم. بچه ها با خاله های بارانی شادی کردند. بعد هم با میز تزئین شده عکس گرفتیم و بعد از اون هم هدیه های کوچکی در مقابل بزرگی اون بچه ها به اونها تقدیم کردیم.

3بعد از شادی و بازی بچه ها با خاله های بارانی، همانطور که فرشته کوچولو ها مشغول خوردن خوراکی ها بودند، یکی از مسؤلین مرکز لطف کردند و ما را به غزلی از حافظ دعوت کردند… که بسیار شنیدنی بود… بالأخره یه شب یلداست و یه حافظ شیرازی که دانای هر رازیست… .

4و بعد از تموم شدن جشن هم نوبت به قسمت سخت کار رسید… به هر حال چند تا از خاله های بارانی تو جمع کردن وسیله ها و باقیمونده خوراکی ها کمک کردند و بعد از مرتب کردن مرکز در پایان یه شب شاد، یه خداحافظی غمگین با بچه ها کردیم و منتظر یه صبح سپید دیگه شدیم… الهی به امید خودت 🙂

6     5