به نام آفریدگار

روز چهارشنبه بود. وقتی وارد مجتمع وصال شدم، خبری از بچه ها نبود! جلوتر که رفتم، دیدم خاله های بارانی دسته دسته به همراه یه تعداد دختر خوشگل درحال سوار شدن به آسانسور هستند. منم به اونها پیوستم و بالأخره رسیدیم طبقه چهارم… بچه ها که از چشماشون شوق می بارید، با دیدن ماکت اسکلت دایناسور با خوشحالی به طرفش دویدن… !!

IMG_20160907_024255
مسئول محترم خانه فرشگان در حال عکس گرفتن از بچه ها بودن که خاله ها هماهنگی های لازم رو انجام دادن و بچه ها رو به داخل پارک دعوت کردن. همزمان خانم راهنما وارد و بازدید علمی فرشته ها شروع شد 🙂
خانم راهنما از عمر کره زمین گفت؛ از دایناسورها؛ از اجدادمان، انسان های اولیه می گفت و بچه ها با شوق و ذوق گوش می دادن.
تقریبا تمام ماکتهای اتاق اول تمام شد. رسیدیم به اتاق نجوم… ^ – ^ اتاقی تاریک با کره هایی شبرنگ. فیلم کوتاهی درباره چگونگی به وجود آمدن زمین پخش شد؛ بچه ها که مات و مبهوت تماشا بودن با تموم شدن فیلم به خودشون اومدن و با لبخند از اتاق خارج شدند… 🙂

IMG_20160907_024259
وارد اتاق بعدی شدیم؛ خانم راهنما همچنان پرانرژی برای بچه ها توضیح می داد؛ از جدول تناوبی گفت؛ از پدیده های کسوف و خسوف گفت؛ از ابرها گفت و…
وارد غار آهکی شدیم. ترسی در چهره بچه ها نمایان شد؛ اما با توضیحات مفید خانم راهنما ترس تبدیل به لبخند شد… ^ – ^
اتاق بعدی انواع حشرات و خزندگان بودند که با لبخند به دخترها نگاه می کردند… !!
پابه پای خانم راهنما حرکت کردیم؛ رفتیم و رفتیم که ناگهان چشم باز کردم و دیدم در شُش های یک انسان هستیم… با هیجان بچه ها به معده رفتیم و خانم راهنما با حوصله به تک تک سوألات دخترا جواب می داد.

IMG_20160907_024309
بازدید اتاقها تمام شد؛ حال نوبت بازی کردن بچه ها بود…
یه دسته سوار ژیروسکوپ شدن و یه دسته هم دونده ی سلامتی بازی کردن…

IMG_20160907_024306         IMG_20160907_024303

و در آخر بعد از گرفتن یه عکس دسته جمعی، برخلاف میل باطنی از هم جدا شدیم…

حسن باران این است که زمینیست؛ ولی آسمانی شده است
و به امداد زمین می آید…