صبح ساعت 7:30 رفتیم داخل مرکز. بچه ها بیدار شده بودن و داشتن آماده می شدن که لباس های قشنگ و نو عیدشون رو بپوشن.
لباس هاشون رو که پوشیدن، خیلی خیلی خواستنی شدن.
رفتن صبحونه خوردن و اومدن و با هم دور سفره هفت سین نشستیم و به هرکدوم از بچه ها دوتا بادکنک دادیم.
در لحظه های تحویل سال، اون 20 ثانیه آخر همه سرشون رفت پایین و دعا می کردن…

1

بعد از اینکه سال تحویل شد؛ همه خیلی خوشحال و شاد شدن و بخاطر عوض شدن فضاشون شروع کردیم به ترکوندن بادکنک ها که خیلی سروصدا و شور و هیجان به وجود اومد.
آهنگ گذاشتیم واسه بچه‌ها و همه شروع کردن به رقص و پایکوبی.
در حین رقصیدن پاکت های عیدیشون رو دادیم. بعد بچه ها از ما پذیرایی کردن و بعد از کلی عکس گرفتن با موجی از شادی و ذوق از بچه ها خداحافظی کردیم و اومدیم بیرون.
خیلی خوش گذشت. عــــالــی بود 🙂
امیدوارم این اتفاق بیفته که بتونیم لحظات خوبمون رو در کنار بهترین افراد باشیم.