باز باران و این بار ترانه ای به سبزی سبزه وقرمزی ماهی قرمز هفت سین  همه ی خانه های ایرانی.
این بار هم بارانی ها طعم بهار را برای باری دیگر با طعم خوش حضور فرشته های بهاری امیختند.مرکز رسالت بوی بهار را میداد . بجه ها شوق بسیاری داشتند اما بغضی راهم میتوانستیم از میان نگاه ها و خنده های کودکانه شان احساس کنیم . شاید برای فرشته های مرکز رسالت نبودن کنار خانواده خیلی غم انگیز بوداین نوای غم انگیز  بخصوص وقتی وارد شدیم و دیدیم که تنها چندی از بچه ها به مرخصی نرفتند بیشتر به گوش دل میرسید و اندوهناک حال و هوای بارانی مارو بهم  میریخت .
با این حال دست از تلاش نکشیدیم وهمه دست در دست هم تلاش کردیم تا شادی بهار را در قلب های بچه ها بنشانیم . ننه سرما و دختر بهار که از گروه نمایشی باران بودند توانستند دلهای بچه ها را برروی نسیم بهاری بنشانند و بر روی موج شادی  سوار کنند. صدای خنده بچه ها سکوت را میشکست و چه زیبا بود نوای دلنشین خنده های انها به طوری که علاوه بر قطره های باران،ماهی سفره هفت سین را نیز به وجد اورده بود.
خنده های انها نیرویی به ما بخشید که گویی سرجشمه ای بس بی انتها را در دست داشتیم . خوشحال بودیم و خوشحال هستیم که باری دیگر خنده را به این وادی از کوچه های زندگی رساندیم .
به امید سالی پر برکت برای همه