خاطره یک روز به یاد ماندنی با بچه‌های فدائیان

صبح یک روز بیاد ماندنی از خونه خارج شدم و به سمت محل قرار حرکت کردم، بعد از حدود یک ساعتی رسیدم به محل کلوپ پاندا، خیلی برام جالب بود که بچه‌ها رو ابتدای روز ببینم و امیدوار بودم که با انرژی که از اون ها میگیرم روزم رو آغاز کنم.

زمانیکه من رسیدم هنوز بچه‌ها نیومده بودند، حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بعد بچه‌ها به همراه یکی از عموها رسیدن

وای چه منظره دیدنی شده بود، بچه‌ها اشتیاقشون برای بازی

کلوپ پاندا

در همین حین عمو های دیگه هم به همراه چاشت بچه‌ها رسیدند، ما و بچه‌ها وارد سالن بازی شدیم و شیطنت و شادی که در وجود بچه‌ها موج میزد، بچه‌ها مشغول بازی شدن و صدای خنده هاشون سکوت سالنُ شکست و انگار شهربازی روحی تازه گرفته بود.

دیدن شادی و خنده بچه‌ها منظره ای فوق‌العاده بود …

بعد از اینکه بچه‌ها بازیشون انجام شد قسمت خوشمزه برنامه تازه شروع شد، بچه‌ها همه دور میز نشستند و صبحانه خوردن و بعد از صرف صبحانه همه با هم راهی شدیم و برگشتیم.