تلنگر کوچکی است باران وقتی که فراموش میکنیم آسمان کجاست!!!!!

برچسب: مرکز علی اصغر

  • شهربازی پارک ملت

     

    با چند نفر از خاله های باران خودومونو جلوی در اصلی شهر بازی رسوندیم و منتظر رسیدن مینی بوس بودیم که قرار بود بچه های مرکز علی اصغر رو تا پارک برسونه .اتافقا 2 نفر بارانی جدید هم از دانشگاه خیام به ما پیوسته بودن ،تا رسیدن مینی بوس چند نفراز اعضا مدام در حال پیگیری و صحبت با مسئول شهرداری(ببخشید شهربازی …یه وقت فک نکنین سوتی دادم) بودند تا ایشونو راضی کنن با همکاری بیشتر ،اجازه بدن بچه ها

  • هفت سین علی اصغر

    خاطره هفت سین علی اصغر

    صبح روز جمعه ساعت 10 با بارانی ها قرار داشتیم که خانه فرزندان علی اصغر باشیم

    دوتا از نیروهای خوش قول راس ساعت 10 اونجا بودن،بچه ها هم طی اعلامیه ای که زده بودم رو در اتاقاشون از برنامه خبر داشتن،ولی به دلیل تنبلی و بی حوصلگی هاشون برای انجام کار هنری. از اتاقاشون بیرون نیومدن وای که با هزار زور و زحمت از اتاقاشون کشوندمشون بیرون.من کوزه ها واسپری و ربان و تور و گواش اینارو آورده بودم ولی قرار